![]()
پشت قاب شيشه پنجره اي که شباي منو با خود مي بره
جايي که گذشته هام مثل تصوير از تو قابش مي گذره
پشت قاب بي نفس مثل او پرنده که دلش گرفته تو قفس
مثل يه حقيقت رفته به باد منو با خود ميبره مثل يه رويا توي خواب
شهر من من به تو مي انديشم نه به تنهايي خويش
از پس شيشه تو را مي بينم که گرفتي مرا در بر خويش
من وضو با نفس خيال تو ميگيرم و تو را مي خوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم ديد چشم به راه مي مانم
تن من پاره اي از آن تن توست
و قشنگترين شباي پر ستاره شب توست
Life is bigger
Its bigger than you
And you are not me
The lengths that I will go to
The distance in your eyes
Oh no Ive said too much
I set it up
Thats me in the corner
Thats me in the spotlight
Losing my religion
Trying to keep up with you
And I dont know if I can do it
Oh no Ive said too much
I havent said enough
I thought that I heard you laughing
I thought that I heard you sing
I think I thought I saw you try
Every whisper
Of every waking hour im
Choosing my confessions
Trying to keep an eye on you
Like a hurt lost and blinded fool
Oh no Ive said too much
I set it up
Consider this
The hint of the century
Consider this
The slip that brought me
To my knees failed
What if all these fantasies
Come flailing around
Now Ive said too much
I thought that I heard you laughing
I thought that I heard you sing
I think I thought I saw you try
But that was just a dream
That was just a dream
دوست عزیزمان آقا ناصر زحمت کشیدند و به مناسبت شروع به کار وبلاگ
و جام نوروز ۸۸، شعری سرودند که در ادامه با هم می خوانیم .
دوباره شد به ایامی که هر سال
که یاران گرد هم آیند به فوتبال
حصاروئیه شد آمادۀ کار
مهیا می کنند شورا و دهیار
شروع شد اولین مرحلۀ کار
زمانی که همه گفتند به یکبار
که باید چاره اندیشید به فوتبال
که امسال هم کنیم فوتبال دگر بار
قراری و مداری، شور و منشور
که تا فوتبال امسال هم شود جور
همه یاران به یکباره علی گفت
مدد جست و چنین با هم سخن گفت
بیایید گرد هم آییم دوباره
برای خاطر یک راه چاره
............................
بشینیم و ببینیم هر یک از ما
چه گوید، چاره اش چیست زین معما
که باید رای ها را گرد آریم
زآخر برترین را یاد آریم
در این هنگام یکی از اهل دانش
نگویم نام ایشان، خود بکاوش
یکی وبلاگ نو، طرحی در انداخت
دل شاداب ما را شادتر ساخت
یکی دیگر نوشت شعری ز اشعار
که معلومش نبود یک حرف زگفتار
اگر چه دورهستم از ولایت
ولی شعرم نشانست از حمایت
که ماهم می توانیم شعر گوئیم
چه به کز ورزش و فوتبال گوئیم
اگر همت کنند دوستان و یاران
همه همشهریان هر جای ایران
در این امر مهم یاری نمایند
تمام جلسه ها شرکت نمایند
که تا آماده گردد کار فوتبال
در ایام بهاران مثل هر سال
زمان ثبت : شنبه 30 آذر 1387 در ساعت 7:32 PM
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بیتردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین،
برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ سادهای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرندهای دانه بدهی،
و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد
.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانهای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود
دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی،آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نوبیاغازید.
اگر همهی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
*
كه یاران فراموش كردند عشق
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
*
كه لب تر نكردند زرع و نخیل
نجوشید سرچشمه های قدیم
*
نماند اب جز آب چشم یتیم
نبودی به جز آه بیوه زنی
*
اگر بر شدی دودی از روزنی
چو درویش بی رنگ دیدم درخت
*
قوی بازوان سست و درمانده سخت
نه در كوه سبزی نه در باغ شخ
*
ملخ بوستان خورد ومردم ملخ
درآن حال پیش آمدم دوستی
*
ازو مانده بر استخوان پوستی
و گرچه بمكنت قوی حال بود
*
خداوند جاه و زر و مال بود
بدو گفتم ای یار پاكیزه خوی
*
چه درماندگی پیشت آمد بگوی
بغرمود بر من كه عقلت كجاست
*
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
نبینی كه سختی بغایت رسید
*
مشقت به حد نهایت رسید
نه باران همی آید از آسمان
*
نه بر می رود دود فریاد خوان
بدو گفتم آخر ترا باك نیست
*
كشد زهر جایی كه تریاك نیست
گر از نیستی دیگری شد هلاك
*
ترا هست ،بط راز طوفان چه باك
نگه كرد رنجیده درمن فقیه
*
نگه كردن عالم اندر سفیه
كه مردار چه بر ساحل است ای رفیق
*
نیاساید و دوستانش غریق
من از بینوایی نیم روی زرد
*
غم بینوایان رخم زرد كرد
نخواهد كه بیند خردمند ،ریش
*
نه بر عضو مردم نه بر عضو خویش
یكی اول از تندرستان منم
*
كه ریشی ببینم بلرزد تنم
منغص بود عیش آن تندرست
*
كه باشد به پهلوی بیمار سست
چو بینم كه درویش مسكین نخورد
*
بكام اندرم لقمه زهر ست و درد
یكی را به زندان درش دوستان
*
كجا ماندش عیش در بوستان
حضرت سعدي
باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا
قيصرامين پور- روحش شاد
زمستان از مهدی اخوان ثالث با صدای محمد امین از بچه های با حال حصاروئیه

مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
حصارو برای شما چه معنی دارد؟
یا
What does hesaru mean to you as a person ?
لطفا برای بازدید کست های قبلی بر روی لینک " ارشیو مطالب " کلیک کنید
We would also like to announce the creation of a new english weblog for Hesaru where those with knowledge of english language can make comments in english, and we are hoping by help of this site, we all improve our english skills. This move may help our national and international students who are engaged in learning english for their study. you may also leave your comments about this site " Voice of Hesaru" over there under a link created for this podcast.
http://hesarooeyeh.blogsky.com/
دکلمه "دنیای من" ارسال و اجرا شده توسط دوست عزیمان ناصر. این مقاله را دوستان میتوانند از سایت انگلیسی حصاروئیه دانلود نمایند.
http://hesarooyeh.wetpaint.com/?t=anon

اهنگی را برای شما دوستان فوتبالیست در نظر گرفتیم که به احتمال قوی یاد اور خاطراتی شیرین خواهد بود. شاید برای اندسته از جوانان و نوجوانان این اهنگ چندان معنای خاصی نداشته نباشد ولی مطمئن هستم دوستان هم سن و سال ما خوب این اهنگ رو به خاطر دارند. حدس بزنید از چی صحبت میکنم !
سایت فارسی
http://www.hasaroiye.blogsky.com/
سایت انگلیسی
http://hesarooyeh.wetpaint.com/?t=anon
Email us at : teak_co@hotmail.com



| 











